آسیب شناسی اجتماعی کوفه از صدر اسلام تا قیام عاشورا  
Created by moghadam 01/04/2012 07:07:33 ب.ظ


علل انحرافات اجتماعي عصر امام حسين (عليه السلام)

 

جامعه شناسان،علل گوناگوني را موجب پيدايش آسيب هاي اجتماعي مي دانند؛مانند:اجتماعي، محيطي و جمعيتي ،سياسي و نظامي،اقتصادي،رواني و شخصيتي و فرهنگي كه همواره عوامل اجتماعي از ديدگاه جامعه شناسي مهم تر بوده اند.در حالي كه از ديد جامعه شناسي ديني، تأثيرات عوامل فرهنگي در آسيب هاي اجتماعي عميق تر به نظر مي رسد.از نظر جامعه شناسي نابهنجاري هاي اجتماعي، زاييده محيط اجتماعي است.علاوه بر اين كه عواملي چون محيط طبيعي،عوامل نژادي و ارثي و نارسايي فرهنگي نيز بي تأثير نيست.1 به بيان ديگر علل همه ي رفتارهاي غير عادي را مي بايد در محيط اجتماعي جستجوكرد.2 نظريه ي ديگري مي گويد:هر جامعه اي داراي تبهكاران مخصوص به خود است و اگر محيط اجتماعي براي پروراندن مجرم آمادگي نداشته باشد،فعاليت آنان عقيم مي ماند.3 در جرم شناسي اجتماعي نيز براي محيط وقوع جرم اهميت زيادي قائلند.4 گاهي نيز ممكن است وضعيت اجتماعي «عاملان» ، يعني افرادي كه مقام و منزلت اجتماعي لازم را به دست نمي آورند در بروز انحرافات اجتماعي تأثير بسزايي داشته باشد.5 عامل جمعيت و اكولوژي انساني نيز از نظر برخي جرم شناسان حايز اهميت است.به عبارت ديگر تراكم جمعيت و محيط سكونت در جنايت كاري افراد تأثير فراوان دارد.در برخي مطالعات اجتماعي در مي يابيم كه بي نظمي اجتماعي،فساد اخلاقي بيماري و جنايت در بعضي نواحي بسيار شايع تر از مناطق ديگر است.6

علل اجتماعي ،محيطي، جمعيتي

 

مقايسه اجمالي مراكز مهم عراق (كوفه)و شام و حجاز (مكه و مدينه)در عصر امام حسين (عليه السلام) و توجه امام (عليه السلام) به كوفه و نيز تمايل شيعيان كوفه به امامت علويان و رقابت هاي ديرينه اعراب يمني كوفه و شام،اهميت پايگاه كوفه را در عالم اسلام آشكارا نشان مي دهد.در مورد وضعيت كلي كوفه مي توان گفت كه هجوم و مهاجرت دسته هاي زيادي از مردم سرزمين هاي فتح شده به كوفه و نيز رواج بازار پر رونق بحث و جدل ،با وجود مهاجرت هاي مهاجران مختلفي از كيش ها و فلسفه هاي گوناگون، تاثير مهمي در شكل گيري تمايلات دروني و اخلاقي مردم كوفه داشته است و مردم كوفه عمدتاً داراي خصوصياتي از اين قبيل بودند.« احساسات تند،قابليت تحرك آني،عاقبت انديشي،اخذ تصميمات سريع و پشيماني فوري از تصميمات گرفته شده»7 اين نكته نيز قابل توجه است كه بيشتر حاكمان شام ، كه از مدينه به دمشق مأمور مي شدند، از قريشي ها و مفرياني بودند كه با زندگي اشرافي خو گرفته بودند و با قبايلي چون ربيعه در عراق و قيسي ها در حجاز درگيري قبيله اي داشتند.8 تأثير فتوحات اسلامي نيز به ويژه در كوفه،نقش قابل توجهي داشت ؛زيرا عمدتاً قبايل عرب هم چنان كه خليفه دوم تصريح كرده بود،به هواي دستيابي به غنايم به اين منطقه مهاجرت كرده بودند همچنين وجود دسته هاي نظامي چون«روادف» و اصولاً تركيب اجتماعي قبايلي كه در جريان فتوحات نقش داشتند،در اين رابطه گوياي بسياري از حقايق است به ويژه اين كه (به روايت طبري) حتي مرتدين جنگ هاي اهل ارترداد در زمان خليفه اول نيز در اين فتوحات شركت داشتند و از اين رو برخي عملكردهاي غير اسلامي از آنان بعيد به نظر نمي رسيد.9به احتمال زياد در ابتداي امر،هدف از ايجاد كوفه همان طور كه گفته شد،اختصاص اردوگاه ثابتي براي لشكريان اسلام بود.افزون بر اين كه قبايل ساكن در كوفه ناهمگون بودند.بنابراين ويژگي نامتجانس بودن جمعيت كوفه – متشكل از اعراب يمني كه بيش از دوازده هزار نفر بودند10 و تعداد كثيري از مواليان و گروه هايي به نام روادف كه فقط در فكر رسيدن به غنايم بودند11 ،زمينه ي مناسبي را براي برقراري نظامي،سياسي – اجتماعي كه در آن استيلاي عربي در تفوّق و برتري اسلامي حل شود، فراهم مي كرد و قدرت قبيله اي بايد در قدرت اسلامي حل مي شد.12 با همه ي اينها، كوفه در واقع اصالت عربي نداشت و بيشتر مهاجران ساكن در شهر، دسته هاي نظامي بودند كه در پي رسيدن به غنايم و آذوقه و داشتن زندگي بهتر شركت در فتوحات را پذيرفته بودند و بدين جهت خصلت هاي نظامي گري كه عبارت از غرور،عصيان و گرايش برتري و سروري برديگران است دروجود آنان بسيار قوي تر از مردمان ساير بلاد ها اسلامي بود.علاوه بر اينها، عامل گرايش به تشيّع در مردم عراق خصوصاً كوفه، به اسلام آوردن قبايل عربي يمن مثل همدان و نبي نخع بر مي گردد كه به نوبه ي خود نقش مهمي در تشيع مردم كوفه داشتند و نتيجه آن شد كه كوفه به صورت مركز تشيّع در آمد.13 

بنابراین افزایش جمعیت کوفه ، رواج و گسترش نابرابری های اجتماعی و تهدید رفاه عمومی و نظامی بودن شهر، زمینه های مناسبی برای بروز انحرافات اجتماعی پدید آوردند.

علل سیاسی

 

حاکمیت یافتن سیاستمداران اموی و رواج فساد و بی عدالتی ، در حقیقت انحرافی جدّی در مسیر جامعه ی اسلامی بود که خود انحرافات اجتماعی بزرگ تری را نیز موجب می گردید.تلاش یزید و دستگاه اموی در جهت خاموش کردن اعتراضات مردم، کسب مشروعیت سیاسی –مذهبی، هماهنگ کردن امت اسلامی با ارزش های مولود دستگاه اموی و تحت فشار قرار دادن امام حسین (علیه السلام) برای اخذ بیعت، جلوه هایی از انحرافات اجتماعی عمیق این عصر بود.ارعاب مردم کوفه از سوی امویان و تهدید و تطمیع اشراف کوفه توسط عبیداله بن زیاد ، علاوه بر دیگر زمینه های مساعد اجتماعی که در این مرکز وجود داشت ،14 از عوامل مهمی بود که کوفیان سست اراده را به ورطه ی آن انحراف بزرگ اجتماعی ، یعنی جنگ با حسین (علیه السلام) و در نهایت مباح دانستن ریختن خون او می کشاند ، در حالی که امام (علیه السلام) همواره به پایگاه کوفه نظر ویژه ای داشت.چرا که کوفه می توانست نقش مهمی در پیروزی حسینی داشته باشد.15 با توجه به این وضعیت ، می توان تصور نمود که ابن زیاد برای تسلیت ناکامی های پدرش و ارضای قدرت طلبی خود و کسب محبوبیت بیشتر در دستگاه اموی و عمر بن سعد که در آرزوی رسیدن به منزلت والای حکومت ری به رویارویی با امام حسین (علیه السلام) پرداخته باشند.علاوه بر اینها سلاح ارعاب و تزویر از سوی یزید و ابن زیاد کارگر افتاده بود.ابن زیاد در اولین خطبه اش در جمع مردم کوفه که به استقبال او آمده بودند، فریاد بر می آورد: «... تازیانه و شمشیر من آماده عقوبت کسی است که از دستور من سرباز زند و با پیمان من مخالفت کند.»16 روزی دیگر خطاب به مردم کوفه می گوید:«... یزید برای من چهار هزار دینار و دویست هزار درهم پول فرستاده تا میان شما تقسیم کنم و سپس شما را به جنگ با دشمنش روانه کربلا کنم.»17

علل اقتصادی

 

برخی از جامعه شناسان همواره در تحلیل علل انحرافات اجتماعی، اثر به سزایی برای «علل اقتصادی» و « فقر» قائلند و عمدتاً می کوشند تا در جوامع بشری در بررسی های خویش ثابت کنند که ریشه ی بسیاری از رفتارهای نابهنجار جوامع بشری ، به امکانات اقتصادی آن جوامع بر می گردد؛ در حالی که باید توجه داشت که فقر یک عامل نسبی است و نباید تأثیر عوامل غیر اقتصادی به ویژه «عامل فرهنگی» را انکار و یا کم رنگ تلقی کرد.بعضی دیگر نیز به این عقیده اند که اختلالات شخصیتی ،احساس ، شکست، انزجار عمومی ، ترس از مجازات و تبعیض های قومی و نژادی که باعث بی کاری و یا کم کاری می شوند، عواملی هستند که راه گرایش به سوی کجروی را بیش از پیش هموار می کنند.18 از دیدگاه اسلامی تأثیر عوامل اقتصادی بر انحرافات اجتماعی هرگز قابل انکار نیست ؛ ولی همواره علل فرهنگی ،تقدم بر عوامل مادی دارند.فرد ضعیف النفسی چون عمر بن سعد که حرص و طمع مال و جاه دنیا را کور کرده بود و خود نیز اعتراف می کرد که گرفتار عذاب وجدان شده است و می گفت: « فوا ... مادری و انی لحائر ، افکّر فی امری». یعنی به خدا سوگند نمی دانم .سرگردان مانده و در کار خویش اندیشه می کنم.19 همچنین در روز عاشورا در جواب «بُریر» که او را نصیحت می کرد ، پاسخ داد که: « راست می گویی ای بُریر! هر کس با حسین بن علی (علیه السلام) و فرزندان او جنگ کند و حق ایشان را از ایشان برگرداند، جای او در آتش دوزخ باشد.لکن ای بریر! ملک ری بزرگ است و ولایی پر نعمت که ترک آن نتوانم گفت ... شقاوت بر من مستولی شده و نعمت و جاه و دولت را در چشم من بیاراسته می دانم که بد می کنم اما چه کنم ؟20 ... نمونه دیگری از این گونه اشخاص ، « سنان بن انس» است که پس از شهادت امام حسین (علیه السلام) و اسب دواندن بر پیکر مطهرش ، بر در خیمه ی عمر بن سعد ایستاد و شعری خواند که حاکی از دنیا طلبی او بود: « أوقر رکابی فضةً و ذهباً انا قتلت سید المحجّبا ... »

یعنی رکابم را از طلا و نقره سنگین کن که من سلطان پرده دار را کشته ام...21 ثروت اندوزی اعراب در جریان فتوحات، یکی از مشکلاتی بود که هر قوم فاتحی ممکن بود گرفتار آن گردد. ولی آنچه بدیهی به نظر می رسد این است که این ثروت اندوزی در پی خود، گرایش به تجمل ، عیش و نوش ، سستی و بسیاری مشکلات و آسیب های دیگر را به ارمغان می آورد که این عوامل می تواند خود دلایل عمده ای برای سقوط هر قوم فاتحی باشد، بنابراین در اندک زمانی در کنار خانه های ویران، خانه های مجلل در سرزمین های فتح شده مثل کوفه و بصره ساخته شد که شرح آن در منابع تاریخی آمده است.22 از دومین سخنرانی امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا به خوبی بر می آید که امام (علیه السلام) به عامل اقتصادی و تأثیرات آن توجه بسیاری داشتند؛ آنجا که فرمودند: « ... قد انخزلت عطیاتکم من الحرام و ملئت بطونکم من الحرام قطع ا... علی قلوبکم... ) یعنی ... آری در اثر هدایای حرامی که به دست شمار رسیده و در اثر غذاهای حرام و لقمه های غیر مشروعی که شکم های شما از آن انباشته شده است، خدا این چنین بر دل های شما مُهر زده است23 ... در جمع بندی اجمالی تأثیر عامل اقتصادی در انحرافات اجتماعی آن عصر به ویژه در کوفه به نظر می رسد که در ابتدای تأسیس کوفه به دلیل دست یابی مسلمین به غنایم حاصل از فتوحات و برخورداری مردم از یک رفاه نسبی وسپس به تدریج بر اثر افزایش جمعیت مهاجران به این شهر و مشکلات ناشی از آن ، وضع بد اقتصادی مردم و توقف فتوحات، عطش حرص و آز مردم شدت یافته و این مسأله به خودی خود پیدایش جوی نامطلوب را موجب شد.دستگاه اموی هم با استفاده از همین زمینه، قدرت افزون تری را تحصیل نمود که حاصل آن چیزی جز جنگ و رویارویی نظامی با امام حسین (علیه السلام) نبود.

علل شخصیتی و روانی

 

به نظر پژوهشگران اجتماعی، در مطالعه ی آسیب های اجتماعی ، توجه به عوامل روانی نابهنجاری از اهمیت زیادی بر خوردار است. روان شناسان کیفری بر خلاف جامعه شناسان که « محیط» را عامل اصلی ساختمان صفات انسان می دانند، برای عامل « توارث» تقدم ویژه ای قایلند.24 اما قوی ترین دیدگاه در این زمینه، دیدگاه اجتماعی –فرهنگی است که بیماری روانی را محصول آسیب های اجتماعی توصیف می کند.25 برخی نیز شکل مهم دیگری از انحرافات اجتماعی یعنی « اختلال روانی» را مورد توجه قرار داده اند که دراین صورت افراد مبتلا بدان برای مقابله واقع بینانه و مؤثر با دشواری های اجتماعی ،عاجز و ناتوان هستند و هنجارهای اجتماعی مربوط به واقعیت را نقض می کنند.زیرا دامنه ی رفتار آنان ممکن است خوش خیالی های غیر منطقی، خیالات باطل و حتی نارسایی های فکری را نیز در بر می گیرد.26 در روان پزشکی هم برای تأثیر «عامل مذهب» در درمان آسیب های اجتماعی نقش خاصی قایل هستند.زیرا اعتقادات مذهبی در زندگی فردی و اجتماعی ، امنیت و مصونیت و آرامش ویژه ای را برای انسان فراهم می سازد که به برکت آن، شخصیت اجتماعی افراد رشد و تکامل می یابد و بر قدرت تحمل رنج ها و صدمات احتمالی می افزاید و بنابراین به نوبه ی خود می تواند از بروز آسیب های اجتماعی جلوگیری به عمل می آورد.27 بعضی دیگر از جامعه شناسان معتقدند که رفتارهای جامعه ی بیمار گونه می تواند ناشی از سرخوردگی،اضطراب و احساس عدم امنیت باشد که میل به اصلاح اجتماعی یا نوآوری را سبب می شود.28 با نظری به ویژگی های جامعه ی عصر امام حسین (علیه السلام) می توان دریافت که عمده ترین مشکل این جامعه ی بیمار گونه،« از خود بیگانگی و از دست دادن شخصیت آرمانی و اسلامی خود» بود که عوامل متعددی در این رابطه نقش داشتند.امام حسین (علیه السلام) به عنوان مصلحی بزرگ و الهی، خود را موظف می دید که در برابر این آسیب های اجتماعی به واکنش های مناسب بپردازد و از آنجا که در بین امت اسلامی از شرافت معنوی والایی برخوردار بود، مبارزه با آن همه آفات اجتماعی را مشی عملی خود می پنداشت و لحظه ای از آن غفلت نمی کرد.اگر چه در جامعه ی اسلامی این دوران ، زمینه های مناسبی برای تخلّف از هنجارها و ارزش های اصیل اسلامی وجود داشت، ولی باید توجه نمود که بی ارادگی مردم از سویی ، از سوی دیگر تحریکات سران قبایل عرب و ضعیف شدن و فراموشی سنت های اسلامی ، موجب افزایش انحرافات اجتماعی شده بود.بنابراین اگر جامعه ی بیمار گونه ی کوفه که از نظر روحی و روانی دچار سردرگمی های متعددی بود، خیالات باطل و آرزوهای غیر منطقی خود را کنار می گذاشت و به شخصیت اصیل اسلامی خود وقوف کامل می یافت؛ به خوبی در می یافت که بیعت شکنی و مقابله با سپاه هفتاد و چند نفری امام حسین (علیه السلام) و حتی به دست آوردن پیروزی نظامی ، که ظواهر امر نیز بر آن دلالت می کرد، بزرگترین انحراف اجتماعی است و هرگز حاضر نمی شد برای تأمین آمال دستگاه اموی ، که با کانون عراق رقابت های دیرینه ای هم داشت، سر تسلیم فرود آورد و اسیر زور و ارعاب ابن زیاد و تهدیدات واهی او گردد.بنابراین بیشترین تلاش امام حسین (علیه السلام) برای احیای شخصیت مسلمین بود؛ زیرا امام (علیه السلام) با قیام خویش حقیقتاً روح تازه ای به کالبد بی جان امت اسلامی بخشیدو غیرت های اسلامی و روح ایده آل گزینی مردم را بر انگیخت.به قول استاد شهید مطهری «ره» : « امام حسین (علیه السلام) حس استغنا و بی نیازی را در مردم به وجود آورد، درس صبر و تحمل و بردباری و مقاومت و ایستادگی در مقابل شداید را به مردم داد؛ ترس ها ریخت ، و همان مردمی که تا آن حد می ترسیدند را تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور کرد.29

علل فرهنگی

 

الف) تحریف باورهای دینی: پیش از این در بحث اجتماعی عصر امام (علیه السلام) تحریف باورهای دینی و تخریب ارزش های اسلامی عصر پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) را به عنوان یکی از انحرافات عمده جامعه اسلامی آن روزگار کردیم و جالب این که دامنه ی این آسیب بزرگ اجتماعی تا آنجا گسترش یافته بود که می پنداشتند امام حسین (علیه السلام) بر امام خود، خلیفه اموی، خروج کرده و اتحاد مسلمین رابر هم زده است و امام (علیه السلام) را به خاطر این کار سرزنش می کردند وصف آرایی در مقابل او را نوعی تقرب الهی می پنداشتند.چنان که امام باقر (علیه السلام) می فرمایند: سی هزار نفر جمع شده بودند که جد ما حضرت حسین (علیه السلام) را بکشند و کلٌ یتقّرب الی الله بدمه و هریک با کشتن او به خدا تقرب می جستند، چون می گفتند:نبرد خلیفه پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) است و حسین بن علی (علیه السلام) بر او خروج کرده و باید با او جنگید30 ». با توجه به رهیافت جامعه شناسی دینی، هیچ تئوری ای به اندازه ی «عقب ماندگی فرهنگی» سبب کج روی و انحراف نیست.31 

بنابراین به نظر می رسد که سقوط فرهنگی جامعه ی اسلامی در عصر یاد شده ،علت العلل همه ی آسیب های اجتماعی آن دوران باشد و از این رو تحریف باورهای دینی ، تأثیرات اجتماعی –سیاسی عمیقی در اندیشه و عمل مسلمین داشت که این مسأله از یک سو به شخصیت جامعه ی اسلامی و تسلط هواهای نفسانی و فراموشی یاد خدا و تقوای الهی و از سوی دیگر به اعمال سیاست های ضد اسلامی دستگاه اموی بر می گشت.یکی از آسیب های فکری قرون اولیه ی اسلام، خوار شمردن تأثیر عمل در سعادت انسان بود؛ در حالی که اسلام ، دین عمل، و تکیه گاه تعلیم و تربیت اسلامی عمل است و به تعبیر قرآن : لیس للانسان الا ما سعی (نجم/39 ) ریشه این فکر را اموی ها ایجاد کردند.زیرا آنان که هم قدرت و هم ثروت داشتند، برای اینکه خلفای بنی امیه را تبرئه کنند تا مردم خیلی حساسیت نشان ندهند، روی این اندیشه تبلیغ می کردند و پیدایش فرقه ی مرجئه نیز برای همین منظور بود.32 ظهور اندیشه جبر گرایی ، به گفته ابی هلال عسکری ، اول بار از مغز معاویه تراوش کرد33 ؛ به گونه ای که معاویه در مورد بیعت یزید گفته بود«و ان امر یزید قضاءٌ من القضاءِ و لیس الخیرةَ من امرهم ...» یعنی بیعت و حکومت یزید، قضایی از قضاهای الهی است و در این مورد کسی اختیاری از خود ندارد.34 عمر بن سعد نیز وقتی به دلیل مشارکتش در قتل امام حسین (علیه السلام) مورد اعتراض قرار گرفت، گفت:این کار از جانب خدا مقدر شده بود.35 شاید قطع امید امام (علیه السلام) از هدایت امت بیمارگونه عصر خویش ، آنجا بیشتر نمایان گشت که حضرت دردمندانه اظهار کرد:«... ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احراراً فی دنیاکم...»36 

ب) کم رنگ شدن نظارت اجتماعی و مسأله امر به معروف و نهی از منکر: در جوامع اسلامی که ارزش ها و هنجارهای مهم اجتماعی نشأت گرفته از تعالیم عالیه ی اسلام است، عنصر «مذهب» می تواند از طریق تقویت ارزش ها و هنجارهای مهم به « کنترل اجتماعی» کمک مؤثری کند.در نظریه « کنترل اجتماعی» اعتقاد بر آن است که چنان که « همبستگی اجتماعی » در یک جامعه قوی باشد، اعضای آن جامعه احتمالاً بر ارزش ها و هنجارهای مشترک هم نوا می شوند.ولی در جامعه ای که بستگی ها میان اعضای آن ضعیف است، احتمال بیشتری می رود که مردم منحرف گردند.37 با توجه به این مقدمات به نظر می رسد جدایی مردم از کانون هدایت بخش امامت و عدم بهره گیری از ارزش های الهی متجلی در وجود مقدس امام حسین (علیه السلام) نقش عمده ای در انحراف جامعه ی اسلامی از مسیر اصلی خویش داشت. تغییر این نظام اخلاقی فاسد، که از سوی امویان تبلیغ و تثبیت می شد، وجهه ی همّت امام (علیه السلام) در نهضت حسینی بود؛ وبی جهت نبود که دستگاه اموی، حیات خویش را در تثبیت نظام ضد اخلاقی موجود می دید و در جلوگیری از این دگرگون سازی ، نهایت تلاش خود را مصروف می ساخت تا تدابیری بیندیشد که امام (علیه السلام) نتواند به آسانی از این مرحله گذر کند.شیوه امام (علیه السلام) در کنترل اجتماعی این بود که با تبلیغ ارزش های اسلامی، سیستم اجتماعی عصر خویش را نظام بخشد و روابط اجتماعی افراد جامعه را شکل دهد؛ تا هنجارها و ارزش های اسلامی بدون احساس زور و به طور آزادانه از سوی جامعه پذیرفته شوند و به عبارت دیگر « درونی» گردند.اگر چه این کنترل با آموزش ها دینی و به طور غیر رسمی انجام می شد.

«کوفه» ؛ مصداق عینی ریزش ها در جبهه ی حق

 

در یک دورنمای کلی، عوامل مهم سقوط کوفیان از نظر امام علی (علیه السلام) در سه قسمت خلاصه می شوند که عبارتند از: الف- سستی در جهاد عملی ( اوّل ما تغلبون علیه ... الجهاد بایدیکم). ب- سستی در جهاد گفتاری و زبانی (ثم بالسنتکم).ج- بی تفاوتی در امر جهاد ( ثم بقلوبکم).38

روند تاریخی تحولات اجتماعی صدر اسلام در دوره ی امیر المؤمنین (علیه السلام) نشان می دهد که «کوفه» به عنوان پایگاه مهم اسلامی تا جنگ جمل و بروز اختلافات عقیدتی و سیاسی حین این جنگ ، به عنوان پایگاه مدافع حکومت علوی، رویکردی نسبتاً مناسب داشت؛ چنان که حضرت توانست در این جنگ بر منافقان و ناکثان پیروز شود.اما سپس آن روند تنزلی و ریزش از جبهه ی حق در میان کوفیان به طور جدی آغاز می گردد، آنجا که در جنگ صفین جلوه های روشنی از آن نمودار می شود.بخش مهمی از شکوه های حضرت در نهج البلاغه ،به تبیین چهره حقیقی کوفیان و روان شناسی اجتماعی و علل ریزش آنان مربوط می شود که در فهرست تفصیلی زیر به مواردی از آنها اشاره شده است:

- عدم استقامت در برابر مشکلات ( فانما انتم کالمراة الحامل)

- شایعه پراکنی علیه امام (علیه السلام) ( ... و لقد بلغنی ... علی یکذب).

- عجز از درک معارف بلند الهی ( کیلاً ... لو کان له وعاء)

- عدم توانایی در برابر درک واقعیت ها (و لم تکونوا من اهلها)

- عدم شایستگی در استفاده از علم امام (علیه السلام) ( ویل امة کیلاً بغیر ثمن)39 

- کم بودن افراد حق گو( التائل فیه بالحق قلیل)

- عاجز بودن زبان از راستگویی ( و اللسان عن الصدق کلیل)

- خوار شمردن حق جویان (واللازم للحق ذلیل)

- همدلی مردم با گناهکاران ( اهله معتکفون علی العصیان)

- همگامی مردم با سستی و تنبلی ( مصطلحون علی الادهان)

- بداخلاقی جوانان ( فتاهم عارم)

- گنهکاری بزرگسالان ( وثائبهم آثم)

- دورویی و نفاق دانشمندان و فرهیختگان ( و عالمهم منافق)

- خیانت پیشگی دوستان( وقارنهم ممارق)

- احترام نکردن کوچکترها به بزرگترها ( لا یعظم صغیرهم کبیرهم) 

- عدم دستگیری متمولین از فقراء ( و لا یعول غنیهم فقیرهم)40

با نگاهی اجمالی به شهر کوفه، می توان دریافت که علی رغم زمینه های مثبت کوفه در رویکرد به حکومت علوی، اما بااین حال بستر نسبتاً مساعدی نیز برای گسستن از جبهه حق بود.عراقی ها ، بر خلاف شامیان که کاملاً وفادار بودند، همواره نسبت به حاکمان خود مشکل آفرینانه ، کار شکنانه ، تندر احساساتی عمل می کردند.ترکیب ناهمگون جمعیتی در کوفه، جمعیت رو به تزاید و رواج و گسترش فقر و نابرابری اجتماعی ، تهدید رفاه عمومی، رونق بازار شک و تردید و تبلیغات نحله های مختلف فکری و ... زمینه های مناسب برای انحرافات اجتماعی را در بین مردم کوفه پدید آورده بود.مشکلات حکومتی علوی نیز از همین جا شروع شد.همچنین ضعف شخصیتی ، بحران های روحی و فکری ، احساس شکست ، وجود تبعیض های نژادی ، قومی و فرهنگی،که مردم کوفه را از دیرباز رنج می داد، فقر اقتصادی، وجود بیکاری و بی نظمی و تبدیل محیط کوفه به محیط جرم زا41 بستر خاصی را برای انحراف اجتماعی مردم کوفه از جبهه ی علوی فراهم نموده بود.علاوه بر اینها، محیط طبیعی کوفه، اشرافی گری سران قبایل و رعیت منشی عمده ی مردم، نبودن تعلیم و تربیت و نارسایی های فرهنگی از عوامل مهم دیگری بودند که در پدید آمدن نابهنجاری های اجتماعی محیط کوفه تأثیر وافری داشتند.

علل ریزش کوفیان از نگاه امام حسین(علیه السلام)

 

حضرت در دومین سخنرانی مهم خویش در روز عاشورا ، به مشکلات اصلی کوفیان اشاره می فرمایند که موجب عدم همراهی آنان با جبهه ی حق شده بود: « ... و لا امل اصبح لکم الا الحرام من الدنیا انالوکم و خسیس عیش طمعتم فیه ...» 

اولاً :... طعمه ی حرامی که از دنیا که به شما رسانیده اند و زندگی ذلت باری که چشم طمع به آن دوخته اید...

«... فانما انتم من طواغیث الامة و شداد الاخراب و نبذة الکتاب و نفثة الشیطان و عصبة الاثام و محرّفی الکتاب و مطفی ء السّنن ...» 42 ثانیاً : ... شما از گروه گنهکاران و تحریف کنندگان کتاب (قرآن کریم) و خاموش کنندگان سنن می باشید و پیشوای استهزاءِ کنندگان هستید که قرآن را مورد استهزاء و مسخره قرار می دهند...

نتیجه گیری:

 

در خصوص نتایج حاصل از بررسی مبحث آسیب شناسی نظامی – اجتماعی کوفه در مقطع مورد نظر می توان به موارد زیر اشاره نمود:

1- مسایل نظامی و موقعیت استراتژیکی کوفه تأثیرات عمیقی در مواضع سیاسی –اجتماعی مردم این شهر داشت.

2- مهاجرت های گسترده دسته های نظامی به این شهر و اهداف سیاسی اجتماعی و نظامی خلفا به این پایگاه عظیم فتوحات مسلمین در شرق و صدور بحران های سیاسی اجتماعی و اقتصادی مدینه،برای مهار آنها از عوامل مهم توجه به این شهر بود.

3- علی رغم نتایج منفی فتوحات در قالبی که خلفا دنبال می کردند این فتوحات با نتایج مثبت عمده ای نیز همراه بود که موجب فراهم شدن زمینه های گسترش اسلام در بین ملل غیر عرب و بخصوص موالی ایرانی بود و به تدریج عامل مهم گرایش به امامت علوی نیز گردید.

4- تراکم جمعیت نظامی ، وجود بیکاری و فقر ، مشکلات اقتصادی – اجتماعی در این شهر و نومسلمانی مردم کوفه، موجبات تغییرات نامتعادل و هنجار شکنی های اجتماعی و ایجاد بستر مناسب برای انجام جرایم اجتماعی و ظهور گروه های معارضی چون منافقین و خوارج کوفه را فراهم آورد.

5- عدم وجود روحیه مکتبی و تأثیرات منفی نظامی گری و تلاش برای دستیابی به غنایم و زندگی بهتر، موجب بروز خصلت های نظامی منفی مثل غرور ، عصیان و گرایش به برتری و سروری بر دیگران در اخلاق اجتماعی مردم کوفه گردید.

6- ایجاد اختلافات طبقاتی ، اختلاف سطوح معیشت نظامیان و نیز اشرافیگری و رواج تبعیض و فساد در زندگی سران قبایل و آسیب پذیری های فرهنگی، موجب رواج فساد گسترده ای در جامعه کوفه گردید و در نهایت دستگاه فرصت طلب اموی با استفاده از همین زمینه ها و آسیب پذیری های اجتماعی قدرت افزون تری را به دست می آورد که متأسفانه نتیجه ای غیر از رویارویی و جنگ کوفیان با کانون حیات بخش امامت علوی نداشت که تبلور عظیم آن حضور کوفیان در قیام عاشورا در مقابله و مقاتله با امام حسین (علیه السلام) بود.

7- از سویی عدم وجود وحدت نظامی و ساختار قبیله ای ارتش در این دوره، رقابت ها ، خود سری و غرور و تعصب رؤسای قبایل و از سویی دیگر تلاش دستگاه خلافت در پیاده کردن اهداف خویش از عوامل مهمی بود که نظام قبیله ای در ارتش و جنگ با هم عمل کنند و به موانعی جدی در برابر رهبران راستین جامعه تبدیل شوند.

8- دست یازیدن به جنگ آن هم نه برای تعمیق و گسترش آموزش های اصل دینی و تفوق جنبه تهاجمی بر جنبه دفاعی در جریان فتوحات صدر اسلام و سپس توقف این فتوحات نتیجه اش تضعیف و آسیب پذیری سیستم قدرت دفاعی جامعه کوفه می شد که می توانست زمینه های فرود آوردن ضربات مهلکی از سوی دشمنان اسلام را فراهم آورد و همواره می تواند متذکر نکات عبرت آموزی برای نهضت اسلامی گردد.

منابع و مأخذ:

1- اکبری زادگان، نوروز : عاشورا خروش بیداری، چ1 ،1382 .

2- خورشید شهادت « امام حسین (علیه السلام) و احیای دین» مجموعه مقالات برگزیده.

اکبری زادگان: مقاله آسیب شناسی اجتماعی جامعه اسلامی در عصر امام حسین (علیه السلام).

3- فصلنامه علوم نظامی دانشگاه امام حسین (علیه السلام) – دانشکده افسری – شماره 12 – پاییز 84 .

مقاله آسیب شناسی نظامی – اجتماعی کوفه – نوروز اکبری زادگان.

نويسنده:نوروز اکبری زادگان

پاورقی ها:

1- سیف اللهی ، سیف الله : مبانی جامعه شناسی ، نشر مرند ، تهران 1373 ، صص 224.

2- مساواتی ، آذر: مبانی جامعه شناسی ، انتشارات احرار ، تبریز 1372 ، ص 174.

3- همان، ص 176 .

4- شیخاوندی ، د: جامعه شناسی انحرافات و ... ، ص 24.

5- همان: صفحات 17 و 18.

6- مساواتی ، آذر: مبانی جامعه ...، صفحات 184 و 185 .

7- شهیدی ، جعفر : قیام امام حسین (علیه السلام) ...، صفحات 100 و 103 .

8- همان، ص 95 .

9- طبری، تاریخ طبری، نشر اساطیر ، ج2 ، ص 1645 و 1646.

10- سترنج : جغرافیای تاریخی سرزمین های شرق، ترجمه محمود عرفان، انتشارات علمی ، فرهنگی ،ج3- تهران 1367 ، ص 127.

11- بلاذری: فتوح البلدان ، ترجمه محمد توکل ، نشر نقره ، 1367 ص394 .

12- خاکرند، شکراله : علل شکل گیری خوارج ، ... ، ص 41 .

13- جعفریان، رسول : جغرافیای تاریخی و انسانی شیعه در جهان اسلام، انتشارات انصاریان ، قم 1371 ، ص 50 و51 .

14- مفید «ره» : الارشاد ، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی ، انتشارات علمیه اسلامی، تهران 1346،ج2 ، ص 52 و53.

15- مطهری، مرتضی: حماسه حسینی ، انتشارات صدرا، 1361 ، ج2 ، ص 32 .

16- جعفریان، رسول: حیات فکری امامان شیعه،... ، ج1 ، ص 139 به نقل از ابی اهشم ، الفتوح، ج5، ص157.

17- فرجاد، محمد حسین: آسیب شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات، انتشارات بدر، تهران 1363 ، ص 121و119.

18- دینوری: اخبار الطول ، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، ج3، تهران 1368 ، ص 281.

19- مطهری، مرتضی : حماسه حسینی ، انتشارات صدرا ، چاپ 12 ، ج3 ، ص59 .

20- ابن اهشم: الفتوح ، ترجمه مستوفی هروی ، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چ1، تهران 1372 ، ص 898 .

21- بلاذری: انساب الاشراف ، الجزءِ الرابع ، القسم الثانی ، ص 205 و نیز تاریخ طبری ، ترجمه پاینده ، ... ، ج7 ، ص197.

22- دینوری: اخبار الطول ، ... ، ص 149 و نیز فتوح البلدان: ترجمه آذر نوش ، تهران ، سروش 1364 ، ج2 ، ص 197.

23- نجمی، محمد صادق: سخنان حسین بن علی (علیه السلام) از مدینه تا کربلا، دفتر انتشارات اسلامی ،قم 1374 ، چ4، ص 197 .

24- حکمت، سعید: روان پزشکی کیفری، انتشارات گوتنبرگ، چ 1، تهران 1370 ، ص116.

25- تیمونی کاستلو: روان شناسی نابهنجاری ، ...، ص 89 .

26- رابرتسون، مایان : درآمدی بر جامعه شناسی ، ...، ص 194.

27- حکمت ، سعید : روان پزشکی کیفری ،... ، ص 215.

28- گی روشه : کنش اجتماعی ، ترجمه دکتر هما زنجانی زاده ، ج2 ، دانشگاه مشهد 1370 ، ص 189.

29- مطهری، مرتضی: حماسه حسینی ، ...، ج1، ص 174.

30- مطهری، مرتضی : حق و باطل ، صدرا، چ7، 1366 ، ص53 و نیز طبری :تاریخ طبری، ترجمه پاینده،...، ج7، ص 3035 .

31- قایمی،علی: آسیب ها و عوارض اجتماعی و...، انتشارات امیری، چ3 ، تهران 1370، ص 177 و 178.

32- مطهری،مرتضی: حق و باطل، ...، ص 97 و 95 .

33- جعفریان ، رسول: حیات سیاسی فکری امامان شیعه ، ... ، ج1 ، ص 130 به نقل از: الارائل ، ابی هلال عسکری ، ج2 ، ص 125.

34- همان: ص 130 به نقل از : ابن قتیبه ، الامة و السیامة ،ج1 ، ص 183 – 187.

35- همان ص 130 به نقل از: الطبقات اکبری ، ابن سعد، ج5، ص 148 ، طبع بیروت.

36- ابن طاووس، مقتل الحسین (علیه السلام) ، المنشورات مکتبة الداوری، قم، ص50.

37- رابرتسون، یان : درآمدی بر جامعه شناسی ، ... ، ص 175.

38- نهج البلاغه، حکمت 102.

39- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی ، خطبه 71 .

40- همان : خطبه 233.

41- شیخاوندی ، داود،جامعه شناسی انحرافات و آسیب های اجتماعی ، نشر کتاب ،چ1 ، سال 1350 ، ص 30 -17 و ص 86. 42- نجمی، صادق : سخنان حسین بن علی (علیه السلام) ، ص 247.